شعر را زندگی کن
خلوتی با علی اشتری

شمارهٔ ۷ - خلوت چشم

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که در خلوت، دو چشمم خون به دامان می‌کنداز صفای دیدنم کم کم پشیمان می‌کند
۲
با گلی دل‌خوش، چه حاصل؟ در بهاری کاینچنینبرق حاصل‌سوز، تاراج گلستان می‌کند
۳
نشکفد در غنچه آن گل، چون دل خونین منکز حیا، روی از نسیم صبح پنهان می‌کند
۴
پنجهٔ بگشادهٔ سخت هوس باید به کارشانه هر زلفی که می‌یابد پریشان می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth