شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از همه عالم شده‌ام بر کرانبسته به سودای تو جان بر میان
۲
جان نه و چون سایه به تو زنده‌امبا تو و صد ساله ره اندر میان
۳
از تب هجران تو ناخن کبودپیش تو انگشت زنان کالامان
۴
آن نه ز گریه است که چشمم به قصدهست گهر ریز به سوی دهان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth