خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۱۶ - طفل زمان!
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست تا به پای خم از پا نشستهایمدر کوی میفروش، چو مینا نشستهایم
۲
ما را ز کوی بادهفروشان، گریز نیستتا باده در خم است، همین جا نشستهایم
۳
تا موج حادثات چه بازی، کند که مابا زورق شکسته، به دریا نشستهایم
۴
ما آن شقایقیم، که با داغ سینهسوزجامی گرفتهایم و به صحرا نشستهایم
صفحهٔ ۱ از ۲