خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۳۷ - سنگ حوادث
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نسیم صبح آیی، تا چو گل خندانیامتا کسی آگه نگردد، از غم پنهانیام
۲
شعلهٔ دل در حباب سینه دارم، چون چراغچهره گلگونتر شود، چون بیشتر سوزانیام
۳
در میان برف سیمین، آب آتشگون بیارتا کند سرخوش، نسیم سرد کوهستانیام
۴
رو به بحر آرزو آرم، به سرسختی چو سیلهرچه بر سنگ حوادث میخورد پیشانیام
صفحهٔ ۱ از ۲