خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۴۱ - آهنگ بوسه
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش آن پری، که رخنه بدلها نمود و رفتآمد بناز، بوسه ای از من ربود و رفت
۲
یک جرعه داد، ساخت مرا تشنه کام تردردی، بدردهای دل من فزود و رفت
۳
سرمست از می آمد و سرخوش نشست و رفتیک لحظه همچو سرخوشی باده بود و رفت
۴
ماه تمام بود، ولی همچو ماه نوآمد دمی و گوشه ابرو نمود و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲