خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۴۴ - داغ محبت
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکستگی دل، از نقش قامتم پیداستچو لاله، داغ محبت ز صورتم پیداست
۲
نشان اینهمه داغ درون و خون جگرز لاله ای که بروید ز تربتم پیداست
۳
امید من همه نقش بر آب گشت و کنونبر آب دیده من، نقش حسرتم پیداست
۴
چو دل زمهر بریدم، به بین که همچو شفقتمام خون دل از رنگ صورتم پیداست
صفحهٔ ۱ از ۲