خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۵۱ - جام شراب
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هنوز بنده عقلم، بیار جام شرابکه دیو عقل، گریزان شود ز نام شراب
۲
شراب وصل، بر آن عاشقی گوارا بادکه خاک میکده بوسد، باحترام شراب
۳
خوشم، که گوش نصیحت شنیدنم نبودکه مست دائمم، از خوردن مدام شراب
۴
زمن مپرس، که را خواهی؟ و چه را جوئی؟رفیق اهل، و لب جویبار و جام شراب
صفحهٔ ۱ از ۱