خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۸۶ - نسیم سحر
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نسیم سحر از کوی تو آرد خبرمچون گل از شوق بتن پیرهن جان بدرم
۲
شب هجران تو بیدارم و حیران و خموشگوش بر ناله مرغان بامید سحرم
۳
در شب هجر تو جانم بلب آید تا صبحبسکه از دیده بدامن شده خون جگرم
۴
هرکس از جور عدو شکوه بیاری آردمن شکایت ز تو ایدوست به پیش که برم
صفحهٔ ۱ از ۲