خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۱ - گذشته
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز شب شد که فزاید غم مننیست غیر از غم من، محرم من
۲
یار من، غیر شب تارم نیستجز شب تیره، کسی یارم نیست
۳
زلف شب بر همه جا سایه فکنشبحی پیدا زان بید کهن
۴
گاه میاید از آن دشت خموشناله مرغ شباهنگ بگوش
صفحهٔ ۱ از ۶