خلوتی با علی اشتری
بخش ۲ - شب مهتاب
ستارهٔ سحری
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آمد بانگ مرغان چمنزان خمیده قامت بید کهن
۲
یادم آمد آن شب مهتاب راچشمه و بید و نسیم و آب را
۳
ماه می تابید بر دشت و دمنمرغ حق میخواند بر بید کهن
۴
ماه غلطان در فلک چون گوی سیمشاخه های بید، لرزان از نسیم
صفحهٔ ۱ از ۵