خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو چنان گرفت ما راکز هر دو جهان گرفت ما را
۲
سر در سر کار او نکردیمتیغش به زبان گرفت ما را
۳
گفتم که ز درد و غم گریزمهم این و هم آن گرفت ما را
۴
زان شب که تن تو گرم دیدمآتش در جان گرفت ما را
صفحهٔ ۱ از ۳