خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوس عیش نماند از تو جدا در سر ماتب بود در شب هجران تو همبستر ما
۲
در هواداری بالای تو خواهیم گریستآب گو یک قد آدم گذرد از سر ما
۳
هچو آن رشته که شد سوخته پیداست هنوزپیچ و تاب غم عشق تو ز خاکستر ما
۴
شمعِ فانوس ز همدردی ما لاف مزنجامه از گرمی تب سوخته شد در بر ما
صفحهٔ ۱ از ۲