خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند کند زیر و زبر کشور دل راپندی بده آن غمزهٔ غارتگر دل را
۲
ای شاهد غم با تو ام آویزش دل هستآویزهٔ گوش تو کنم گوهر دل را
۳
شاید شود آزاد و پریدن نتوانددر هم مشکن این همه بال و پر دل را
۴
داد من دل سوخته ای شوخ ندادیمالم به رخ از جور تو خاکستر دل را
صفحهٔ ۱ از ۳