خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم به من دست و گریبان شد، نمیپرسی مراچاک جیبم تا به دامان شد، نمیپرسی مرا
۲
بر من ای بیرحم از احوالناپرسیدنتزیست مشکل، مرگ آسان شد، نمیپرسی مرا
۳
گشت امیدی که دل از دیده آبش داده بودسر به سر پامال حرمان شد، نمیپرسی مرا
۴
در دیار دل که اقلیم تو بود ای بیخبرغم مسلط، درد سلطان شد، نمیپرسی مرا
صفحهٔ ۱ از ۲