خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل نهفته دار غم یار خویش رابر خاطر کسی مَفِگن بار خویش را
۲
یا رب چه آفتی که ز دست تو آسمانصد بار بر زمین زده دستار خویش را
۳
افتاده گیر دفتر عیش جهان در آبای گریه وا مکن سر طومار خویش را
۴
آبوهوای دهر به من سازگار نیستیا رب کجا برم دل بیمار خویش را
صفحهٔ ۱ از ۳