شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برده ‌است گریه چون موج از دست من عنان راترسم که بار دیگر طوفان برد جهان را
۲
پیش خدنگ خوبان تا کی هدف توان شدخواهم به گوشه‌ای برد این مشت استخوان را
۳
ای آسمان به هر وضع خواهی بگرد ولیکننامهربان مگردان آن یار مهربان را
۴
مردیم ما ولیکن هرگز نشد یقینشبر خاک ما بیارید آن یار بدگمان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth