شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز آ و تسلّی بده این دل نگران راکز گریهٔ من بیم خرابی است جهان را
۲
از محفل خوبان نتوان کرد برونمداغم من دل‌سوخته این لاله‌سِتان را
۳
کرده است من غمزده را شاد به تیریقربان کمان تو نمایم دل و جان را
۴
پیمان گسل افتاده‌ای ای شوخ وگرنهپیوند به زلف تو کنم رشتهٔ جان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth