شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گریبان گر نباشد چاک می‌سازیم دامان راکه دست شوق ما نشناسد از دامان گریبان را
۲
لب پان‌خورده‌اش در خون کشد لعل بدخشان رابرآرد پنجهٔ رنگین او از بیخ مرجان را
۳
نظر سوی خودآرایی نباشد دردمندان راکه دست از سرمه‌شستن لازم آید چشم گریان را
۴
به‌جز مستی که چشمش را کند تحریک خونریزیکه دیگر بر سر کار آورد شمشیر مژگان را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth