شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کردم از زاریِ خود بیزار یار خویش رابا که گویم یا رب اکنون حال زار خویش را
۲
گفتم از جور رقیبان خیربادِ کوی یاربی‌ضرورت کی گذارد کس دیار خویش را
۳
منّت ایزد که من بر رغمِ اهل روزگارساختم صرف محبّت روزگار خویش را
۴
نخلم ای باد صبا محتاج تحریک تو نیستباش تا من خود بریزم برگ و بار خویش را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth