خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چشم من چقدر رتبه است جنگ تو راکه میل دیدهٔ خود میکنم خدنگ تو را
۲
برای چهره برافروختن شراب مخورکه نیست حاجت روغن چراغ رنگ تو را
۳
ز پیر عشق مرا رخصت تصرّف نیستبه نیم ناله کنم ورنه آب سنگ تو را
۴
نهال عشرتم آن دم بهار خواهد کردکه شاخ گل کند از خون خود خدنگ تو را
صفحهٔ ۱ از ۲