خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر گریزپا نه همین همعنان توستجان همچو سایه همرهِ سرو روان توست
۲
در خاک و خون تپیده ز تیر تو عالمیویران هزار خانه به دور کمان توست
۳
غوغای عشق شور جنون ماجرای عقلافسانهٔ تو قصهٔ تو داستان توست
۴
تنها مرا هلاک نکردی ز وعدههاخلقی به خون نشاندهٔ تیغ زبان توست
صفحهٔ ۱ از ۲