شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگاهت آفت دوران شد و هنوز کجاستبلای دین و دل و جان شد و هنوز کجاست
۲
به دور غمزهٔ بی‌باک بی‌گنه‌کش توز کشته پشته فراوان شد و هنوز کجاست
۳
کشیده حسن تو زهّاد را ز پرده برونهزار صومعه ویران شد و هنوز کجاست
۴
به یک تطاولِ زلفت که عمرش افزون بادهزار جمع پریشان شد و هنوز کجاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth