خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که پرسی که دلت از چه بدینسان تنگ استدم مزن کز هوس غنچهدهانان تنگ است
۲
یوسف آن به که تو تشریف بری جانب مصرزانکه بر کوکبهٔ حسن تو کنعان تنگ است
۳
در غمت نالهٔ من بس که جهانگیر شده استجان بر شیون مرغان گلستان تنگ است
۴
عرصهای کو که توان عرض جنون داد در اوپا کشیدیم به دامان که بیابان تنگ است
صفحهٔ ۱ از ۲