شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر دل و دیده از غمش بس که بلا رسیده استاشک جدا به کوی او آه جدا رسیده است
۲
آه که عمر محنتم گاه به سر نمی‌رسدتا شب هجر بگذرد روز جزا رسیده است
۳
غم به دلم نهاده روی در بگشای ای طربتو سر خویشتن بگیر خانه خدا رسیده است
۴
ای که به آسمان رسید فرق غرور ناز توما به تو گر نمی‌رسیم نالهٔ ما رسیده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth