خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی که در سر آن زلف جا گرفت و گذاشتوطن به سایهٔ بال همان گرفت و گذاشت
۲
بگو چهسان نشوم پایمان بیقدریکه یار دست مرا چون حنا گرفت و گذاشت
۳
ز دستگیری او زینهار پا نخوریکه یار همچون حنا دستها گرفت و گذاشت
۴
نقاب بر رخ آیینه از کف آن خود بینمرا چو دید ز روی حیا گرفت و گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۳