خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن ماه را به کلبهٔ تارم گذار نیستشاید که رسم مهر درین روزگار نیست
۲
از وعدهٔ وصال تو دل را قرار نیستکس را به زندگانی خود اعتبار نیست
۳
یا رب چه آفتی تو ندانم که در دلمتا کردهای قرار دلم را قرار نیست
۴
افسرده گر شود دلت از خون من مرنجدر شیشهٔ سپهر می بیخمار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳