خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست یک دل که مبتلای تو نیستنیست یک جان که در بلای تو نیست
۲
سوختم تا شوم هوادارتخنک آنکس که در هوای تو نیست
۳
بس که شرمند از وفا شدهاممیروم حاجت جفای تو نیست
۴
پیش روی تو گل چه رو داردروی گل همچون پشت پای تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲