خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سد راه یار جز اغیار میدانم که نیستورنه تا من راه این مقدار میدانم که نیست
۲
مردم از رشک گریبان پارهکردنهای غیرورنه در پیراهن او خار میدانم که نیست
۳
رشک بر بستر فتادنها هلاکم میکندورنه چون من مدعی بیمار میدانم که نیست
۴
خواری من کرد او را معتبر در پیش یارورنه قدر غیر این مقدار میدانم که نیست
صفحهٔ ۱ از ۳