خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من کیم تا آن قد رعنا به فریادم رسدمصرعی از عالم بالا به فریادم رسد
۲
خوش به فریاد آمدم از درد تنهایی دگروه چه خوش باشد گر او تنها به فریادم رسد
۳
سردی دوران مرا افسرده دارد کاشکیآتشین روی درین سرما به فریادم رسد
۴
میتوانم داد داد پیشهٔ دیوانگیروح مجنون گر درین صحرا به فریادم رسد
صفحهٔ ۱ از ۳