شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس به دل سخنت جای گیر می‌آیدسقط بگویی و بس دلپذیر می‌آید
۲
اگر تو وعدهٔ کشتن دهی اسیران رابه قتلگاه نخستین فقیر می‌آید
۳
جهان مگر قفس آباد شد که از هر سوبه گوش نالهٔ مرغ اسیر می‌آید
۴
به خون نشسته دهن حرف عشق نتوان گفتمگو که از دهنت بوی شیر می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth