شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۱۵ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروان‌شاه اخستان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش که صبح بردَرَد شقهٔ چتر عنبریخیز مگر به برق میْ برقع صبح بردَری
۲
پیش که غمزه‌زن شود چشم ستارهٔ سحربر صدف فلک رسان خندهٔ جام گوهری
۳
برکش میخ غم ز دل پیش که صبح برکشداین خشن هزار میخ از سر چرخ چنبری
۴
ساخت فرو کند ز اسب، آینه بندد آسمانصبح قبا زره زند، ابر کند زره‌گری
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth