شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جدا شد دل ز من یاری خوشی بودبه نام ایزد که غمخواری خوشی بود
۲
چو مجنون مرد من از کار رفتممحبت پیشه هم کاری خوشی بود
۳
چرا دل را ز زلف آزاد کردیبه زنجیرت گرفتاری خوشی بود
۴
گذشت از سر جوانمردانه منصورز خیل عشق سرداری خوشی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth