شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز پهلوی غم او شادمانی می‌کنددر پناه درد او جان زندگانی می‌کند
۲
سال‌ها شد مرده‌ام وز مهربانی‌ها هنوزابر غم بر تربت من سایبانی می‌کند
۳
گرچه پیری بی‌نمک کرد است عیشم را ولیهمچنان دل در برم شور جوانی می‌کند
۴
جامهٔ عریان تنی نازک قماش افتاده استلیک بر دوش سبک‌روحان گرانی می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth