شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز مهر روی تو آیینه ماه می‌گرددز دیدن تو نمدپوش شاه می‌گردد
۲
قضا چه سرمه به چشمت کشید حیرانمکه از نگاه تو روز سیاه می‌گردد
۳
همین نه از پی سامان منم خراب که مهربرهنه سر ز برای کلاه می‌گردد
۴
ازین که صدق و صفایم تو را شود روشننفس چون صبح مرا صرف آه می‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth