شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدخویی نهان تو معلوم می‌شوداز چین ابروان تو معلوم می‌شود
۲
خواهی زبان دعوی عشاق را بریداز خنجر زبان تو معلوم می‌شود
۳
ای دل به زلف او که پریشان دائمی استسودا مکن زبان تو معلوم می‌شود
۴
رازی که دیده بود سکندر در آیینهاز سنگ آستان تو معلوم می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth