شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بی‌توام ز سیر چمن وا نمی‌شودچشمم به روی سرو و سمن وا نمی‌شود
۲
دلگیر زندگی شگفد از نسیم مرگاین غنچه جز به صبح کفن وا نمی‌شود
۳
بخت سیه که سایه به فرقم فگنده استابر بلاست کز سر من وا نمی‌شود
۴
از عقدهٔ که در دل من از فسردگیستچون ژاله جز به آب‌شدن وا نمی‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth