خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوبان که دوای دل بیمار فروشندچون نوبت ما میرسد آزار فروشند
۲
گل مفت بریزند به سر اهل هوس راعاشق چو خریدار شود خار فروشند
۳
صد نافهٔ تاتار به بیعانه توان دادآنجا که ز گیسوی تو یک تار فروشند
۴
سودازدگان سر بازار محبتکونین به یک وعدهٔ دیدار فروشند
صفحهٔ ۱ از ۴