شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم هجر تو چه گویم که چه با جانم کرداین غم آخر به اجل دست و گریبانم کرد
۲
پرده برداشت ز روی تو به وجه احسنباد شرمندهٔ این لطف نمایانم کرد
۳
دوش از سادگی آیینه به دستت دادمآن قدر محو تو گردید که حیرانم کرد
۴
گر بگویم به تو چون شمع عرق خواهی کردآنچه شب‌ها تب هجران تو با جانم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth