شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل حاصل ازین سیر و سفر هیچ نداردجز ناله جرس‌وار دگر هیچ ندارد
۲
از نالهٔ من شمع صفت اشک کند گلاین نخل مگر بید ثمر هیچ ندارد
۳
مانند سحر خنده زند بر شب تارماز شام خط آن شوخ خبر هیچ ندارد
۴
چندان که درین میکنده گشتیم چو ساغردیدیم که جز خون جگر هیچ ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth