شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از صبا نکهت گیسوی کسی می‌آیدزخم دل مژده که مشکین‌نفسی می‌آید
۲
خبری هست که امروز کسی می‌آیدرقص ای ناله که فریادرسی می‌آید
۳
گرم خوی به غم بی‌کسی‌ام رحم نکرددارم از گریه خجالت که بسی می‌آید
۴
دعوی مهر بود صادق ازان کس که چو صبحپیرهن چاک کند تا نفسی می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth