خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در عشق خواست غیر که چون ما شود نشدبسیار سعی کرد که شیدا شود نشد
۲
برخاست سرو تا به قد تو شود نشدبسیار قد کشید که رعنا شود نشد
۳
رفتی به سیر گلشن و از رشک روی توگل چهره برفروخت که زیبا شود نشد
۴
عمرم به بزم یار سرآمد به خامشیگفتم که راه حرف به او وا شود نشد
صفحهٔ ۱ از ۴