شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه‌سان زنم نفسی خوش که همدمان رفتندمرا گذاشته تنها یکان یکان رفتند
۲
نه سرو ماند درین گلستان نه آب رواندریغ و درد که پاکان ز آستان رفتند
۳
ز صوت زاغ و زغن گوش شد خراشیدههزار حیف کزین باغ بلبلان رفتند
۴
کنون به تیرگی حال خود بساز ای دلکه روشنان همه زین تیره خاکدان رفتند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth