خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کسانی که دل از زلف تو برمیآرندمهره را از دهن ما به در میآرند
۲
من گرفتم که ز غم سوختم و سرمه شدمکی مرا چشمسیاهان بهنظر میآرند
۳
در زمین دل من تازه نهالان امیدپا گرفتند ببینم چه ثمر میآرند
۴
خواب دیدم که شبستان غمم روشن شدمژدهٔ وصل ازان ماه مگر میآرند
صفحهٔ ۱ از ۴