شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدم سحر ز لبلب ناشاد در قفسنالیدنی که زلزله افتاد در قفس
۲
یک عمر عندلیب به من هم صفیر بودبرگ گلی مرا نفرستاد در قفس
۳
آزاد کرد هم‌قفسان را هزار حیفتنها مرا گذاشته صیاد در قفس
۴
نی طاقت طپیدن و نی جرئت فغانما را عجب معامله رو داد در قفس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth