شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز گلزار تمنا حسرت بسیار می‌آرمرقیبان دامن گل من دل پر خار می‌آرم
۲
به یاد لعل جان بخشت چو شب‌ها سر کنم زاریمسیحا را به بالین دل بیمار می‌آرم
۳
من آن مرغم که جای برگ گل در آشیان خودبه رغم عندلیبان شعله در منقار می‌آرم
۴
ز زلف یار نتوانم گرفتن دل به صد افسوناگرچه مهره بیرون از دهان مار می‌آرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth