شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از چشم کینه‌جوی تو مشکل که جان برمکس جان نبرده است ازو من چه‌سان برم
۲
گویند هست در عدم‌آباد راحتیآه آن زمان که درد تو من از جهان برم
۳
ظلم این قدر به‌جان من ناتوان مکنمپسند کز تو شکوه بر آسمان برم
۴
خواهم که شکوه سر کنم از جور روزگاربا این بهانه نام تو هم در میان برم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth