خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به زندان غمت جز ناله و زاری نمیدانممرا آزاد کن قدر گرفتاری نمیدانم
۲
مکن عیبم اگر از دیدنت در اضطراب افتمکه من پروانهام ای شمع خودداری نمیدانم
۳
اگر در شیشه داری خون دل ساقی به ساغر کنکه چون اهل هوس من رسم میخواری نمیدانم
۴
برو ای همنشین گر خوابت آمد سر به بالین نهکه من چون شمع شبها غیر بیداری نمیدانم
صفحهٔ ۱ از ۲