خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم اگرچه دست به کاری که داشتمهستم دلآرمیده به یاری که داشتم
۲
در حشر هم فتاد مرا از جنون عشقاینجا به کودکان سروکاری که داشتم
۳
با آنکه رست از گل من صدهزار گلاز دل نشد برون دو سه خاری که داشتم
۴
بر باد رفت عاقبت از خصمی صبادر کوی یار مشت غباری که داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲