شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمین خدمتش گاهی که یابم یار می‌بوسمگهی از درد محرومی در و دیوار می‌بوسم
۲
به ذوق آنکه خورداست از لب شمشیر او بوسیدهان زخم را می‌بوسم و بسیار می‌بوسم
۳
مرا تیری زدی کو بخت تا دست تو را بوسمچه بوسیده است شستت را لب سوفار می‌بوسم
۴
چنان دیوانهٔ آن قامت و رخسار گردیدمکه پای سر و گل را در چمن صدبار می‌بوسم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth