شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آنکه من از دانش و فرهنگ برآیمآیینهٔ یارم گر ازین زنگ برآیم
۲
آغشته به خون می‌روم از کوی تو بیرونمی‌خواست دل من که به این رنگ برآیم
۳
دل‌باخته از خصمی هفتادودو ملتآن به که من از معرکهٔ جنگ برآیم
۴
کو جاذبهٔ لطف نسیمی که درین باغچون بوی گل از پیرهن رنگ برآیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth